اعتراف ابن تیمیه به ارتداد و بازگشت به جاهلیت اکثر صحابه بعد از رحلت پیامبر (ص)

اعتراف ابن تیمیه به ارتداد و بازگشت به جاهلیت اکثر صحابه بعد از رحلت پیامبر (ص)



ابن تیمیه در کتاب منهاج السنة میگوید بسياري از صحابه بغض علي را داشتند واو را سب ميكرده و دشمنش بودند وبااو ميجنگيدند

  

ومعلوم أن الله قد جعل للصحابة مودة في قلب كل مسلم لا سيما الخلفاء رضي الله عنهم لا سيما أبو بكر و عمر فان عأمةالصحابة و التابعين كانوا يودونهما و كانوا خيرالقرون 
ولم يكن كذلك علي ،
فان كثيرا من الصحابة والتابعين كانوا يبغضونه ويسبونه ويقاتلونه

ميگويد خداوند دوستي صحابه را در قلب هر مسلماني قرارداد مخصوصا ابوبكر وعمر كه قرن ايشان بهترين قرنها بود ولي نسبت به علي اينطور نبود و بسياري از صحابه بغض علي را داشتند و او را سب ميكرده ودشمنش بودند وبااو ميجنگيدند

منهاج السنةالنبوية، الجزء 7، صفحة 137 – 138



 


بنابراین سخن صحابی پیامبر (ص) بعد از فوت ایشان دارای 3 خصلت شده اند:

 1) بغض علی (ع)

 2) سب کردن علی (ع)

 3) جنگ با علی (ع)


 

حالا ببینیم پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در مورد کسانی که بغض امیرمومنان را دارند و او را سب میکنند و با او میجنگند چه میفرماید:

 

1-پیامبر (ص) در حدیثی از اهل سنت با سند صحیح میفرماید علی علیه السلام برای حفظ سنت میجنگد (یعنی کسانی که با او میجنگند بدعت گذارند)

2-رسول خدا (ص) همچنین میفرماید هر کس بمیرد و بغض امیرمومنان (ع) را داشته باشد به مرگ جاهلی مرده است:

 

6672 - وَعَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ- رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ- قَالَ: طَلَبَنِي رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - فوجدني فِي جَدْوَلٍ نَائِمًا فَقَالَ: قُمْ مَا أَلُومُ النَّاسَ يُسَمُّونَكَ أَبَا تُرَابٍ. قَالَ: فَرَآنِي كَأَنِّي وَجَدْتُ فِي نَفْسِي مِنْ ذَلِكَ فَقَالَ قُمْ وَاللَّهِ لَأُرْضِيَنَّكَ أَنْتَ أَخِي وَأَبُو وَلَدِي تُقَاتِلُ عن سنتي وَتُبْرِئُ ذِمَّتِي مَنْ مَاتَ فِي عَهْدِي فَهُوَ كَنْزُ اللَّهِ وَمَنْ مَاتَ فِي عَهْدِكَ فَقَدْ قَضَى نَحْبَهُ  وَمَنْ مَاتَ يُحِبَّكَ بَعْدَ مَوْتِكَ ختم الله له بالأمن والإيمان طَلَعَتْ شَمْسٌ أَوْ غَرَبَتْ وَمَنْ مَاتَ يُبْغِضُكَ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً وَحوُسِبَ بِمَا عَمِلَ فِي الإسلام"

رَوَاهُ أَبُو يَعْلَى بِسَنَدٍ رُوَاتُهُ ثِقَاتٌ

اتحاف الخيرة المهرة بزوائد المسانيد العشرة  ج7 ص202

پیامبر خدا مرا طلب کرد در حالی که خواب بودم و فرمود برخیز و ناراحت نباش از اینکه مردم تو را ابوتراب میگویند. برخیز ای پسر ابوطالب به خدا سوگند که من تو را راضی خواهم کرد. تو برادر من هستی تو پدر دو فرزند من هستی تو برای دفاع از سنت من میجنگی و تو ذمه ی مرا بری خواهی کرد. هر کس در زمان من بمیرد او گنج اللهی است و هر کس در زمان تو بمیرد پیمان خود را به آخر برده است (احزاب/23) و هر کس بمیرد و محبت تو را در قبلش داشته باشد و این محبت بعد از موت تو باشد خداوند بر قلب او مهر امن و ایمان را خواهد زد و هر کس بمیرد و بغض تو را داشته باشد مرگش مرگ جاهلی است

 

تصویر حدیث:

http://shamela.ws/browse.php/book-21765#page-3202

 

 

 

3-همچنین در حدیث دیگری در صحیح مسلم ، پیامبر (ص) میفرماید کسی بغض علی (ع) را در دل ندارد مگر اینکه منافق است:

 

131 - (78) حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ، حَدَّثَنَا وَكِيعٌ، وَأَبُو مُعَاوِيَةَ، عَنِ الْأَعْمَشِ، ح وَحَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ يَحْيَى، وَاللَّفْظُ لَهُ، أَخْبَرَنَا أَبُو مُعَاوِيَةَ، عَنِ الْأَعْمَشِ، عَنْ عَدِيِّ بْنِ ثَابِتٍ، عَنْ زِرٍّ، قَالَ: قَالَ عَلِيٌّ: وَالَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ، وَبَرَأَ النَّسَمَةَ، إِنَّهُ لَعَهْدُ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِلَيَّ: «أَنْ لَا يُحِبَّنِي إِلَّا مُؤْمِنٌ، وَلَا يُبْغِضَنِي إِلَّا مُنَافِقٌ»

صحیح مسلم ج1 ص86

 

تصویر حدیث:

http://shamela.ws/browse.php/book-1727#page-290

 

 

 

4-پیامبر اکرم صلی الله علیه واله فرمودند: کسی که علی علیه السلام را سب کند مانند این است که مرا سب میکند

 

 (4615)- أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ كَامِلٍ الْقَاضِي، ثنا مُحَمَّدُ بْنُ سَعْدٍ الْعَوْفِيُّ، ثنا يَحْيَى بْنُ أَبِي بُكَيْرٍ، ثنا إِسْرَائِيلُ، عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْجَدَلِيِّ، قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ سَلَمَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا، فَقَالَتْ لِي: أَيُسَبُّ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فِيكُمْ؟ فَقُلْتُ: مُعَاذَ اللَّهِ، أَوْ سُبْحَانَ اللَّهِ، أَوْ كَلِمَةً نَحْوَهَا، فَقَالَتْ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: "مَنْ سَبَّ عَلِيًّا فَقَدْ سَبَّنِي".

 هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحُ الإِسْنَادِ، وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ، وَقَدْ رَوَاهُ بُكَيْرُ بْنُ عُثْمَانَ الْبَجَلِيُّ، عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ بِزِيَادَةِ أَلْفَاظٍ.

ابو عبد الله جدلي مي‌گويد: بر ام سلمه وارد شدم. به من گفت: آيا كسى در ميان شما هست كه پيامبر خدا صلى الله عليه وآله را سب كند و دشنام دهد؟ گفتم: پناه بر خدا... فرمود: از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم شنيدم كه فرمود: هر كس على (عليه السلام) را سب كند، به درستى كه مرا سبّ كرده است.

اين روايت سندش صحيح است در حالي‌كه بخاري و مسلم آن را نياورده اند. اين روايت را بكير بن عثمان بجلي از ابو اسحاق با اضافه تعبيرات ديگر روايت كرده است.

المستدرك على الصحيحين  ج 3 ،  ص 130

 

 

 

نتیجه: ابن تیمیه میگوید اکثر صحابه پیامبر(ص) بغض امیرمومنان علیه السلام را در دل داشتند و او را سب میکردند و با او میجنگیدند و طبق احادیث صحیح ثابت شد کسانی که چنین اعمالی را انجام دهند به مرگ جاهلی میمیرند ، در حال سب کردن پیامبر (ص) هستند و اهل بدعت میباشند.

 

اثبات حقانیت امیرمومنان علیه السلام و بطلان مذهب سقیفه با آیه 89 سوره مبارکه اسراء



اثبات حقانیت امیرمومنان علیه السلام و بطلان مذهب سقیفه با آیه 89 سوره مبارکه اسراء:



خداوند حکیم در قرآن می فرماید ما برای هرچیزی نمونه ای قرار دادیم:


وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا  (الإسراء/89)


به راستى ما در این قرآن براى مردم از هرگونه مَثَلى ـ که حق را آشکار کند و آنان را به ایمان و سپاس الهى گرایش دهد ـ با بیان هاى گوناگون آوردیم، ولى بیشتر مردم نپذیرفتند و به چیزى جز کفر و ناسپاسى روى نیاوردند.



حالا ببینیم چه مثالی از قرآن کریم در شرح اتفاقات صدر اسلام برای آشکار شدن حق و گرایش مردم به سمت ایمان و سپاس اللهی آمده است.

به مثال های قرآنی  زیر توجه کنید:


1- در سورۀ مبارکۀ طه خداوند خطاب به حضرت موسی (ع) میفرماید:

قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِن بَعْدِكَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ (85) 


در حقيقت ما قوم تو را پس از [عزيمت] تو آزموديم و سامرى آنها را گمراه ساخت 

آیا این مثالی واضح و آشکار از گمراهی مردم بعد از پیامبرشان نیست؟


چنانکه حضرت محمد (ص) میفرماید:

شما روش گذشتگان را مو به مو پيروي خواهيد كرد تا آنجا كه اگر آنان داخل لانه چلپاسه شدند شما هم داخل مي‏شويد. گفتيم: آيا(مرادتان) يهود و نصاري است؟ فرمود: پس چه كسي؟

صحیح البخاری ج4 ص169


آیا آزمایش برای قوم حضرت رسول خاتم(ص) نیست؟ 

و آیا خداوند این را مثلی برای امت محمد (ص) قرار نداده است؟


آیا شورای سقیفه نمیتوانست یک آزمایش بزرگ الهی باشد؟!


==================


2-پیامبر اسلام حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم در موقعیت های مختلف از جمله حدیث غدیر حدیث یوم الدار ، حدیث منزلت و .... جانشینی امام علی علیه السلام را مطرح کردند برای نمونه در حدیث زیر از کتاب السنة ابن ابي عاصم ميفرمايد اي علي(ع)  تو جانشين من در ميان تمام مؤمنان بعد از من هستي.( السنة، ج2، ص565)


بیان نمونه از قرآنی:

حضرت موسي عليه السلام به حضرت هارون عليه السلام ميفرمايد تو خليفه من بر قومم هستي:

وَقَالَ مُوسَى لأَخِيهِ هَـرُونَ اخْلُفْنِى فِى قَوْمِى وَأَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ. الأعراف: آيه 142.

موسی به برادرش هارون گفت بر قومم خلافت کن و اصلاح کن و راه مفسیدین را پیروی نکن


======================


3-بعد از پیامبر خلافت از امیرمومنان علیه السلام غصب شد

پیامبر (ص) در حدیث صحیح السندی از کتب اهل سنت میفرماید:

565 - حَدَّثَنَا الْقَوَارِيرِيُّ، حَدَّثَنَا حَرَمِيُّ بْنُ عُمَارَةَ، حَدَّثَنَا الْفَضْلُ بْنُ عُمَيْرَةَ أَبُو قُتَيْبَةَ الْقَيْسِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنِي مَيْمُونُ الْكُرْدِيُّ أَبُو نُصَيْرٍ، عَنْ أَبِي عُثْمَانَ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، قَالَ: بَيْنَمَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ آخِذٌ بِيَدِي، وَنَحْنُ نَمْشِي فِي بَعْضِ سِكَكِ الْمَدِينَةِ، إِذْ أَتَيْنَا عَلَى حَدِيقَةٍ، فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَحْسَنَهَا مِنْ حَدِيقَةٍ قَالَ: «لَكَ فِي الْجَنَّةِ أَحْسَنُ مِنْهَا»، ثُمَّ مَرَرْنَا بِأُخْرَى فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَحْسَنَهَا مِنْ حَدِيقَةٍ، قَالَ: «لَكَ فِي الْجَنَّةِ أَحْسَنُ مِنْهَا»، حَتَّى مَرَرْنَا بِسَبْعِ حَدَائِقَ، كُلُّ ذَلِكَ أَقُولُ مَا أَحْسَنَهَا وَيَقُولُ: «لَكَ فِي الْجَنَّةِ أَحْسَنُ مِنْهَا»، فَلَمَّا خَلَا لَهُ الطَّرِيقُ اعْتَنَقَنِي ثُمَّ أَجْهَشَ بَاكِيًا، قَالَ: قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا يُبْكِيكَ؟ قَالَ: «ضَغَائِنُ فِي صُدُورِ أَقْوَام، لَا يُبْدُونَهَا لَكَ إِلَّا مِنْ بَعْدِي»، قَالَ: قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ فِي سَلَامَةٍ مِنْ دِينِي؟، قَالَ: «فِي سَلَامَةٍ مِنْ دَيْنِكَ»

مسند ابی یعلی ج1 ص426

رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گريست و صداى گريه‏اش بلند شد. پرسيدم: علت گريه شما چيست؟ فرمود: علت گريه من، حسادتهائى است كه مردم نسبت تو در دل دارند و آشكار نمى‏كنند و هنگامى آثار حسادتشان را بروز مى‏دهند كه من دعوت حق را اجابت كرده‏ام و در ميان شما نيستم‏ ، علي عليه السلام مي گويد : سؤال كردم : اي فرستاده خدا ! آيا در آن هنگام دين من سالم است ، فرمود : بلي دينت سالم است .


بیان نمونه قرآنی:

بعد از غیبت چند روزه حضرت موسی علیه السلام خلافت از هارون (ع) توسط غصب شد و مردم به سامری روی آوردند

هارون علیه السلام در مورد این واقعه در سوره طه میفرماید:


وَ لَقَدْ قالَ لَهُمْ هارُونُ مِنْ قَبْلُ يا قَوْمِ إِنَّما فُتِنْتُمْ بِهِ وَ إِنَّ رَبَّکُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُوني‏ وَ أَطيعُوا أَمْري90

قالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عاکِفينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنا مُوسى‏91

90) و پیش از آن ، هارون به آنها گفته بود: «ای قوم من! شما به این وسیله مورد آزمایش قرار گرفته اید! پروردگار شما خداوند رحمان است! پس ، از من پیروی کنید ، و فرمانم را اطاعت نمایید!» 

91) ولی آنها گفتند: «ما هم چنان گرد آن می گردیم ( و به پرستش گوساله ادامه می دهیم ) تا موسی به سوی ما بازگردد!» 


================


4-امیر مومنان علیه السلام بعد از واقعا سقیفه برای حفظ اصل اسلام دست به شمشیر نبرد چنانکه میفرماید:

هان! به خدا قسم، ابو بكر پسر ابو قحافه جامه خلافت را پوشيد، در حالى كه مى‏دانست، جايگاه من در خلافت چون محور سنگ آسيا به آسياست، علم و دانش، از وجودم همچون سيل سرازير مى‏شود، و مرغ انديشه به قلّه منزلتم نمى‏رسد. اما از خلافت چشم پوشيدم، و روى از آن برتافتم. و عميقا انديشه كردم كه با دست بريده، و بدون ياور بجنگم، يا آن عرصه گاه ظلمت كور را تحمل نمايم، فضايى كه پيران در آن فرسوده، و كم سالان پير، و مؤمن تا ديدار حق دچار مشقت مى‏شود!

ديدم خويشتندارى در اين امر عاقلانه‏تر است، پس صبر كردم در حالى كه گويى در ديده‏ام خار بود و استخوان راه گلويم را بسته بود! مى‏ديدم كه ميراثم به غارت مى‏رود. تا نوبت اولى سپرى شد، و خلافت را پس از خود به پسر خطّاب واگذارد.

(نهج البلاغه خطبه 3)


و در خطبه پنجم میفرماید:

أَيُّهَا النَّاسُ شُقُّوا أَمْوَاجَ الْفِتَنِ بِسُفُنِ النَّجَاةِ... أَفْلَحَ مَنْ نَهَضَ بِجَنَاحٍ أَوِ اسْتَسْلَمَ فَأَرَاحَ... فَإِنْ أَقُلْ يَقُولُوا حَرَصَ عَلَى الْمُلْكِ وَإِنْ أَسْكُتْ يَقُولُوا جَزِعَ مِنَ الْمَوْتِ هَيْهَاتَ بَعْدَ اللَّتَيَّا وَالَّتِي وَاللَّهِ لابْنُ أَبِي طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْيِ أُمِّهِ. بَلِ انْدَمَجْتُ عَلَى مَكْنُونِ عِلْمٍ لَوْ بُحْتُ بِهِ لاضْطَرَبْتُمْ اضْطِرَابَ الْأَرْشِيَةِ فِي الطَّوِيِّ الْبَعِيدَةِ.

اى مردم امواج كوه پيكر فتنه‏ها را، با كشتي‌هاى نجات در هم بشكنيد... (دو كس راه صحيح را پيمودند) آن كس كه با داشتن يار و ياور و نيروى كافى به پا خاست و پيروز شد، و آن كس كه با نداشتن نيروى كافى كناره‏گيرى كرد و مردم را راحت ساخت. اگر سخن گويم (و حقم را مطالبه كنم) گويند: بر رياست و حكومت حريص است، و اگر دم فرو بندم (و ساكت نشينم) خواهند گفت از مرگ مى‏ترسد. (اما) هيهات پس از آن همه جنگ‌ها و حوادث (اين گفته بس ناروا است). به خدا سوگند علاقه فرزند ابوطالب، به مرگ از علاقه طفل شيرخوار به پستان مادر بيشتر است؛ اما من از علوم و حوادثى آگاهم كه اگر بگويم همانند طناب ها در چاه‌هاى عميق به لرزه درآئيد.


همچینین آن حضرت در ماجرای هجوم به خانه حضرت فاطمه سلام الله علیها از عهدش با پیامبر (ص) نام میبرد:

علي عليه السّلام ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به شدت كشيد و بر زمين زد و بر بينى و گردنش كوبيد و خواست او را بكشد؛ ولى به ياد سخن پيامبر صلى الله عليه وآله و وصيتى كه به او كرده بود افتاد، فرمود: اى پسر صُهاك! قسم به آنكه محمّد را به پيامبرى مبعوث نمود، اگر مقدرّات الهى و عهدى كه پيامبر با من بسته است، نبود، مى‏دانستى كه تو نمى‏توانى به خانه من داخل شوى

الهلالي، سليم بن قيس (متوفاي80هـ)، كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص568، ناشر: انتشارات هادى‏ ـ قم‏، الطبعة الأولي، 1405هـ.



بیان نمونه قرآنی:

در قرآن میخوانیم حضرت هارون نیز در مقابل غصب خلافتش توسط سامری سکوت میکند و دلیل این سکوت را عهد و پیمانی مینامد که با حضرت موسی (ع) بسته بود.

زمانی که حضرت موسی علیه السلام به سوی قومش بازگشت به هارون (ع) فرمود چرا از گفته من(که گفته بودم راه مفسدین را پیروی نکن) اطاعت نکردی و سکوت اختیار کردی؟


قالَ يا هارُونُ ما مَنَعَکَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا92

أَلاَّ تَتَّبِعَنِ أَ فَعَصَيْتَ أَمْري93

قالَ يَا بْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتي‏ وَ لا بِرَأْسي‏ إِنِّي خَشيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَني‏ إِسْرائيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلي94

92) ( موسی ) گفت: «ای هارون! چرا هنگامی که دیدی آنها گمراه شدند

93) از من پیروی نکردی؟! آیا فرمان مرا عصیان نمودی؟!» 

94) ( هارون ) گفت: «ای فرزند مادرم! [ ای برادر! ] ریش و سر مرا مگیر! من ترسیدم بگویی تو میان بنی اسرائیل تفرقه انداختی ، و سفارش مرا به کار نبستی!» 


===============


5-برخی میگویند چطور ممکن است صحابی پیامبر بعد از مدت بسیار اندکی از رفتن پیامبر(ص) گمراه شوند در حالی که یار پیامبر بودند و نشانه های رسالتش را به روشنی دیده بودند. 

جالب است که خداوند عالم و حکیم نمونه این گمراهی را در امت موسی قرار داده است تا آیتی برای قوم محمد (ص) باشد و حق را آشکار کند و آنان را به ایمان و سپاس الهى گرایش دهد


در آیه 86 سوره طه میفرماید:

فَرَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ يَا قَوْمِ أَلَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْدًا حَسَنًا أَفَطَالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدتُّمْ أَن يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُم مَّوْعِدِي (86طه) 

پس موسى خشمگين و اندوهناك به سوى قوم خود برگشت [و] گفت اى قوم من آيا پروردگارتان به شما وعده نيكو نداد آيا اين مدت بر شما طولانى مى‏نموديا خواستيد خشمى از پروردگارتان بر شما فرود آيد كه با وعده من مخالفت كرديد


و حال کلام جان گداز امیرمومنان را بخوانیم که در زمان به خاک سپردن دختر پیامبر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها چطور با پیامبر سخن میگوید و از گمراهی آنان در این زمان اندک سخن میگوید:


درود بر تو اى رسول خدا از من و از دخترت كه در جوار تو فرود آمده و بزودى بتو پيوست (بنا بر مشهور هفتاد و پنج روز بعد از پدر بزرگوارش در دنيا زندگانى نمود) اى رسول خدا شكيبائى من از (جدائى) برگزيده تو كم گرديد، و طاقت و توانائى من از (رفتن) او از دست رفت، ولى براى من پس از ديدار مفارقت و جدائى تو و سختى مصيبت و اندوه تو شكيبائى جا دارد (هر چند مصيبت فراق فاطمه عليها السّلام جانگداز است ولى از مصيبت مفارقت تو سختتر نيست، و چون بر آن مصيبت شكيبائى نمودم در اين مصيبت هم شكيبا خواهم بود) در حاليكه من سرت را بر لحد آرامگاهت‏ نهادم، و بين گردن و سينه‏ام جان از تنت خارج شد (با اين همه مهر و علاقه معلوم است كه چه كشيده‏ام ولى باز جاى صبر و شكيبائى است، زيرا) ما مملوك خدا هستيم و بسوى او باز مى‏گرديم (جان ما در اختيار او است و اين جهان جاى ماندن نمى‏باشد، پس همه بسوى تو آمده بار عمل آنجا بگشائيم) همانا امانت (فاطمه عليها السّلام) پس گرفته و گروگان دريافت شد، ولى (در اين مصيبت) همواره بعد از اين در اندوه بوده شبم به بيدارى خواهد گذشت تا اينكه خداوند براى من سرائى كه تو در آن اقامت گزيده‏اى اختيار نمايد (مرا بتو ملحق فرمايد) و بهمين زودى دخترت بتو خبر خواهد داد اجتماع امّت ترا بر ستم به آن مظلومه (حقّش را نشناخته، پهلويش را شكسته و جنينش را سقط و فدكش را غصب كردند) پس همه سرگذشت را از او سؤال كن و چگونگى رفتارشان را با ما بپرس، اين همه ستمگرى از ايشان بر ما وارد شده در حاليكه از رفتن تو مدّتى نگذشته و ياد تو از بين نرفته بود،  و بر هر دو شما درود باد درود وداع كننده (با محبّت و دوستى) نه درود خشمگين و رنجيده و دلتنگ، پس اگر بروم نه از بى علاقه‏گى است و اگر بمانم نه از بد گمانى است بآنچه خداوند به شكيبايان وعده داده (از نزد شما مى‏روم در حاليكه همه جا بياد شما هستم).

نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 320

---------------


چند نکته:


پیامبر (ص) فرمود شما روش گذشتگان را مو به مو پيروي خواهيد كرد تا آنجا كه اگر آنان داخل لانه چلپاسه شدند شما هم داخل مي‏شويد. گفتيم: آيا(مرادتان) يهود و نصاري است؟ فرمود: پس چه كسي؟

صحیح البخاری ج4 ص169



 پیامبر (ص) خطاب به امیرمومنان علی علیه السلام فرمودند تو برای من به منزله هارون برای موسی هستی

صحیح البخاری ج5 ص19

صحیح مسلم ج4 ص1870



مولا على عليه السّلام فرمود: مردم بعد از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به منزله هارون و تابعينش ، و به منزله گوساله و تابعينش شدند. پس من شبيه هارونم و عتيق (ابوبکر)‏ شبيه گوساله و عمر شبيه سامرى است.

سلیم بن قیس ج2 ص588