روزی معاویه برای مردم نطقی کرد و گفت:
اگر ابوسفیان پدر همه مردم میبود، همه باهوش و زیرک می شدند.


صعصعه بن صوهان، سخنش را قطع کرد و گفت: پدر همه مردم کسی است که بسیار بهتر از ابوسفیان است ولی با این حال بعضی از فرزندانش باهوش و بعضی دیگر احمق اند.


معاویه گفت: سرزمین ما نزدیک محشر است. وی برخاسته و گفتمحشر نه از مؤمنان دور و نه به کافران نزدیک است.
معاویه گفت: سرزمین ما مقدس ‍ است. صعصعه جواب داد: سرزمین را نه چیزی مقدس می گرداند و نه نجس و ناپاک. بلکه اعمال ما است که آنرا مقدس و پاک می گرداند. 
معاویه گفت: خدا را دوست بدارید. خلفای او را سپر و محافظ خویش قرار دهید. صعصعه گفت: چطور و چگونه: در حالی که تو سنت راتعطیل کرده و پیمان ها را شکستی. مردم را به سرگشتگی کشاندی و در دین بدعت هاآوردی. 
معاویه گفت: بهتر است که خاموش شوی زیرا با این حرفها سست عقلی خود را ظاهرمی سازی، تو به کمک حسن بن علی علیه السلام به من حمله می کنی. حال که این طور است او را احضار می کنم.


صعصعه گفت: آری به خدا. تو دانسته ای که آنان از خاندان پاک و بزرگوار هستند و از همه به حکومت اولی تر. اگر او را احضار کنی، خواهی دید که دراندیشه و تدبیر و اتخاذ تصمیم بسیار دقیق و سنجیده است. به راستی که او در حکومت وفرماندهی است ورا و در بخشندگی، نجیب است و با سخن آتشین تو را می گزد و تازیانه حقائقی را که یارای انکارش را ندای بر صورتت می کوبد. 
معاویه پرخاش کرد و گفت: بخداقسم که در بدرت خواهم کرد. او گفت: بخدا که زمین خدا پهناور است و دوری است و دوری تو مایه آسایش.


معاویه گفت: مستمری ات را قطع خواهم کرد. او گفت: اگر در اختیار تواست، آن را قطع کن. روزی رسان خداوند است که بخشش هایش بی زوال است. 
معاویه گفت: میخواهی خودت را به کشتن بدهی؟ صعصعه جواب داد: ای معاویه آرام باش هر کس که به ناحق 
کشته شود، خدا به کیفر قاتلش ‍ بنشیند. " علامه امینی ترجمه الغدیر، ج 19، ص 269".

-----------------------------------------------------------------------------------

نکاتی از روایات اهل سنت :


صعصعة ابن صوحان از یاران بنام و وفادار امیر المومنین علی ع بود. 

امیر المومنین از این یاوران جان برکف که با زبان خویش بینی معاویه را بر خاک می مالیدند فراوان داشت. مانند میثم تمار کمیل ابن زیاد حجر ابن عدی .

او در شام خود را امام مسلمین وخلیفه رسول خدا ص معرفی می کرد.در حالیکه رسول خدا او و پدرش و برادرش را در یک جا لعن کردند1

اواز کسانی است که در روز فتح مکه بعد از بیست سال مبارزه با اسلام و پیامبرص، بدست مسلمانان از ترس جان شهادتین 2

وپیامبر ص فرمودند:هنگامی که دیدید معاویه را بر منبر من خطبه می خواند او را بکشید (3)


او که جز اندکی با پیامبر ص مصاحب نبود با دادن رشوه به جاعلان حدیث خود را دائی مومنان صحابی بزرگ پیامبر 

ونویسنده وحی معرفی کرد. 4
او در جنگی که به خاطر رسیدن به قدرت برجامعه مسلمانان تحمیل کرد وبوسیله غارت ها وترور های فراوان صدهاهزار نفر را به نابودی کشاند.

او در روز فتح کوفه گفت خیال میکنید با شما جنگیدم که نماز بخوانید وروزه بگیرید؟ این کار را که می کردید من با شما جنگیدم تا بر شما حکومت کنم. 5

وشرب خمر می کرد 6

عمار به دست سربازان او در صفین به شهادت رسید و پیامبرص خبر داده بودند :عمار به دست گروه سرکش کشته می شود.
7
او مردم را وادار به سب ولعن امیر المومنین میکرد:8

و عبد الرحمن العنزی را زنده دفن کرد 9

ومردم را ازگفتن تلبیه باز می داشت)10


تو خود حدیث مفصل بخوان.... 
عجب خال المومنینی....

1-:تاريخ أبي الفداء - أحداث سنة مئتين وثلاثة وثمانون - ( 30 من 87 )


2-إبن سعدالطبقات الكبرى -طبقات البدريين وإبن كثير - البداية والنهاية - رقم الجزء : ( 8و 12) - رقم الصفحة : ( 125و 124)والبلاذري - فتوح البلدان - رقم الجزء : ( 3 ) - رقم الصفحة : ( 582 )


3- تاريخ أبي الفداء - أحداث سنة مئتين وثلاثة وثمانون - ( 30 من 87 )و إبن حجر العسقلاني - المطالب العالية - كتاب الفتوح حدیث 4559


4-ونووی در شرح صحیح مسلم روایت مربوطه را رد می کند:النووي - شرح صحيح مسلم - سنة النشر: 1416هـ / 1996م - الجزء : ( 16 ) - رقم الصفحة : ( 63 )


5- إبن أبي شيبة - المصنف - كتاب الأمراءحدیث 29962والجزء المتمم لطبقات إبن سعد - بسم الله - الطبقة الرابعة حدیث 37


6- مسند أحمد- باقي مسند الأنصار - حديث بريدة الأسلمي (ر) -رقم الحديث : ( 21863 )


7- الجهاد والسير - مسح الغبار ، عن الرأس في سبيل الله - رقم الحديث : ( 2601 )


8-صحيح مسلم- فضائل الصحابة - من فضائل علي بن أبي طالب (ر) - رقم الحديث : ( 4420 )


9- إبن خلدون - تاريخ إبن خلدون - الجزء : ( 3 ) - رقم الصفحة : ( 13 )


10-:مستدرك الحاكم - بسم الله الرحمن الرحيم - أول كتاب المناسك - رقم الحديث : ( 1706


راستی اهل سنت که اهل بیت ع را رها کردند مبتلا به چه شیطان هایی شدند.