علی علیه السلام موقع اسلام آوردن کودک بود؟
داستان هایی از الغدیر
مامون شیعه بود ولی شیعه امام کش دانشمند بود ولی دانشش به او کمک نکرد او خود می گفت
نامه تو بدستم رسید و دیدم که نامه ی یک احمق است. یک بار می گویی من خلیفه خدایم ویک بار می گویی مردم به من رضایت دادند
واین حرف اشتباهی است . مواظب باش در مسئله ای وارد نشوی که فردا خارج شدن از آن برایت مشکل باشد وموجب دخول تو در آتش وپشیمانی وملامت نفس لوامه در هنگام حساب روز قیامت باشد در حالی که تو می دانی چه کسی در این امر از تو سزاوارتر است . از خدا طوری پروا کن که او ترا می بیند وصاحب خلافت را رها مکن واگر امروز دست از این کارت برداری برای تو بهتر از فرداست. والسلام
مستدرك الحاكم - كتاب معرفة الصحابة(ر) - ذكر إسلام أمير المؤمنين علي (ع) - حديث رقم : ( 4676 )
شیخ مفید: اگر چنین است پس طبق فرموده پیامبرـ صلّی اللّه علیه وآله ـ، علیـ علیه السّلام ـ آقائی و اولویّت بر دیگران دارد، بنابراین، این همه اختلاف و دشمنیها بین شیعه و سنّی برای چیست؟
قاضی: ای برادر! این حدیث (غدیر) روایت (و مطلب نقل شده) است، ولی خلافت ابوبكر، «درایت» و امری مسلّم است، و آدم عاقل، به خاطر روایتی، درایت را ترك نمیكند!!
شیخ مفید: شما درباره این حدیث چه میگویید كه پیامبرـ صلّی اللّه علیه وآله ـ، در شأن علیـ علیه السّلام ـ فرمود:
«یَا عَلیُّ حَرْبُكَ حَرْبِی وَ سِلْمُكَ سِلمِی»: «ای علی! جنگ تو،جنگ من است، و صلح تو، صلح من است»
قاضی: این حدیث،صحیح است.
شیخ مفید: بنابراین آنانكه جنگ جَمَل را به راه انداختند مانند طلحه و زبیر و عایشه و...و با علی ـ علیه السّلام ـ جنگیدند، طبق حدیث فوق و اعتراف شما به صحّت آن، باید (با شخص رسول خداـ صلّی اللّه علیه وآله ـ جنگیده باشند) و كافر باشند.
قاضی: ای برادر! آنها (طلحه و زبیر و ...) توبه كردند.
شیخ مفید: جنگ جمل، درایت و قطعی است، ولی در اینكه پدید آورندگان جنگ، توبه كردهاند، روایت و شنیدنی است، و به گفته تو نباید درایت را فدای روایت كرد، و مرد عاقل به خاطر روایت، درایت را ترك نمیكند.
قاضی، در پاسخ این سؤال فرومانده، پس از ساعتی درنگ ، سرش را بلند كرد و گفت : «تو كیستی؟»
شیخ مفید: من خادم شما محمّدبن محمّدبن نعمان هستم.
قاضی هماندم برخاست و دست شیخ مفید را گرفت و بر جای خود نشانید و به او گفت: «اَنْتَ الْمُفِیدُ حقّاً»: «تو در حقیقت، مفید (فایده بخش) هستی»
علمای مجلس از رفتار قاضی رنجیده خاطر شدند و همهمه كردند، قاضی به آنها گفت: من در پاسخ این شیخ (مفید)، درمانده شدم، اگر هر یك از شما پاسخی دارد، برخیزد و بیان كند.
هیچ كس برنخواست، به این ترتیب، شیخ مفید،پیروز شد و لقب «مفید» در این مجلس، برای او بر سر زبانهای مردم افتاد.
مجالس المؤمنین، ج 1، ص 200 و 201 (مجلس پنجم).
-----------------------------------------------------------------------------------
ترجمه الغدیر 128/2 بنقل از :حافظ، ابو عبيد هروي (متوفی 4/223 در مکه)، "تفسیر غريب القرآن "
به او گفتند چرا چیزی نگفتی ؟
گفت اگر بگویم به رای خودش علی را نصب کرد با این قول خدا مخالفت کرده ام.که فرمود«و از سر هوس سخن نمىگويد» (۳نجم)
1)-صحيح الترمذي: 5/297 ح3797،
بعد از ناهار بالاخره عالم سنی طاقت نیاورد و گفت :
عالم شیعه:او مقامش از پیامبرص بالاتر بود.
عالم سنی شگفت زده گفت چطور؟ شما که اصلا او را قبول نداشتید .
عالم شیعه: بله بالاتر بود.
عالم سنی :چطور؟
عالم شیعه:چون ابو بکر عقلش رسید وبرای خودش جانشین انتخاب کردو مردم را به دست مشکلات وحوادث نسپرد ولی پیامبرص این کار را نکرد وبسیاری ازمردم پس از او گمراه شدند.(قاعده الزام)
ماخذ:صدر الواعظین
2)در چاپ اول کتاب "حیات محمدص "نوشته نویسنده بزرگ مصری محمد حسنین هیکل وچاپ اول تفسیر طبری 121/19 عبارت این است:
ولی در چاپ های بعدی"وصی و خلیفه من است" حذف شده است.این یعنی کتمان وموارد مثل آن فراوان است.
چرا قبر حضرت زهرا سلام الله عليها مخفي است ؟
خواندن مناظره زیر خالی از لطف نیست:
سوالات را با خود مرور ميكردم ؛ از كجا شروع كنم كه مبادا از من رنجيده شود ؟! اگر در مناظره
كلمهاي اشتباه ميگفتم ، يا به ضرر مذهب شيعه بود و يا موجب اختلاف بين شيعه و سني ؛ آنهم در مسجد جامع اهل سنت!
بسم الله گفتم و اينطور شروع كردم : «چرا قبر حضرت زهرا سلام الله عليها مخفي است ؟!»
با خنده جواب داد : مگر خبر نداري؟! مشهورترين شارح صحيح مسلم، علت مخفی بودن قبر فاطمه را
وصيت خودش مطرح كرده است ؛ فاطمه خود وصيت كرده بود كه شبانه دفن شود ؛ نووي ميگويد :
«فاطمه خود وصيت کرد که شبانه دفن شود؛ و به همين علت محل دفن او پنهان و ناشناخته است؛ و دقيقا
مشخص نيست؛ گروهی میگويند: که در خانه خويش دفن است؛ گروهی میگويند که در بقيع دفن است و
گروهی ديگر میگويند در مسجد دفن شده است!» .
پرسيدم :»چرا فاطمه زهرا وصيت کرده بود شبانه دفن شود؟»
در پاسخ به اين سوال گفت: تا نگاه نامحرم به او نيفتد! و خنديد ! گمان ميكرد با اين جواب ، ديگر چيزي
نخواهم گفت ! چون هميشه با همين دو جمله ، سر و ته اين مساله را هم ميآورد !
اما بر خلاف توقع او و حاضرين پرسيدم: مگر سلمان و ابوذر و عمار به فاطمه سلام الله عليها محرم بودند
که در تشييع او شرکت داشتند؟ آيا سخن علماي خود را نشنيدهاي كه گفتهاند « فاطمه شبانه دفن شد و کسی
جز سلمان و ابوذر و به نقلی عمار در تشييع او شرکت نداشت !» . پس بهتر است بگوييد فاطمه سلام الله
عليها وصيت کرد شبانه دفن شود تا تنها افراد خاصی در تشييع او شرکت کنند!
كار كه به اينجا رسيد سكوت كرد ؛ يكي از شاگردانش گفت:اما خليفه اول يكي از كساني است كه در تشييع فاطمه شرکت کرده است! در روايات ما آمده است که ابوبکر
بر او نماز خواند! چرا که ابن سعد گفته است: ابوبکر بر فاطمه دختر رسول خدا نماز خواند و چهار بار در نماز تکبير گفت .
گمان ميكرد اين پاسخ ، تير خلاصي بر استدلال من است ؛ اما پرسيدم :مگر نگفتيد: که فاطمه وصيت کرده بود شبانه دفن شود تا نگاه نامحرم به بدن او نيفتد؟! گفت: آری! چطور
نبايد نگاه نامحرم به جنازهاي كه در تابوت سرپوشيده و روي شانه است بيفتد اما ادعا میکنی که بدن مطهر
فاطمه سلام الله عليها را در مقابل ابوبکر روی زمين گذاشتند تا او نماز بخواند مگر ابوبكر نامحرم نبود ؟!
پاسخی نداشت !پرسيدم : مگر علمای شما نگفتهاند، روايتی که میگويد ابوبکر بر فاطمه نماز خواند، سند درستی ندارد ؟!
زيرا روايت نماز خواندن ابوبكر بر فاطمه سلام الله عليها را واقدی از شعبی نقل كرده است ؛ واقدي هم
ضعيف است و شعبي هم در زمان خلافت خليفه دوم به دنيا آمده است !!! پس اين روايت هم ضعيف است و هم منقطع!
نگاهي از سر التماس به استادش انداخت شايد استاد جوابي براي اين اشكال داشته باشد ؛ اما استاد كه باقواعد علم رجال آشنايي داشت ، سكوت كرد !
پرسيدم: مگر بخاری، معتبرترين عالم شما و ابن بطال از شارحين مشهور صحيح بخاری نمیگويند: که علی(ع)، ابوبکر را از دفن فاطمه سلام الله عليها بی خبر گذاشت و خود بر او نماز خواند؟ بخاری نوشته است:
وَعَاشَتْ بَعْدَ النبي صلى الله عليه وسلم سِتَّةَ أَشْهُرٍ فلما تُوُفِّيَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِيٌّ لَيْلًا ولم يُؤْذِنْ بها أَبَا بَكْرٍ
وَصَلَّى عليها. يعنی: فاطمه زهرا سلام الله عليها، شش ماه پس از رسول خدا (ص) زنده بود، زمانى كه از
دنيا رفت، شوهرش علي عليه السلام او را شبانه دفن كرد و ابوبكر را با خبر نساخت .
و ابن بطال در شرح همين روايت می گويد:علي بن ابیطالب، همسرش فاطمه را شبانه دفن كرد تا ابوبكر بهاو نماز نخواند؛ چون بين آن دو اتفاقاتى افتاده بود .
بازهم پاسخی نداشت !مگر ابن قتيبه دينورى در تأويل مختلف الحديث نگفته است:
فاطمه از ابوبکر ميراث پدرش را خواست، ابوبکر نپذيرفت، قسم خورد که ديگر با او (ابو بکر) سخن نگويدو وصيت کرد که شبانه دفن شود تا او (ابوبکر) در دفن وى حاضر نشود .
مگر عبد الرزاق صنعانی نگفته است:فاطمه دختر پيامبر شبانه به خاك سپرده شد، تا ابوبكر بر وى نماز نخواند؛ چون بين آن دو اتفاقاتى افتاده
بود. از حسن بن محمد بن نيز همانند اين روايت نقل شده است؛ مگر اين كه در اين روايت قيد شده است كه خود فاطمه اين چنين وصيت كرده بود .
نگاهي به جمعيت انداختم ، چند نفر سرشان را به زير انداخته بودند ؛ گروهي از شاگردانش زير لب غرولندميكردند كه چرا به رواياتي كه اين شيعه از كتب ما ميآورد ، جوابي داده نمي شود ! وقتي ديدم باز سكوت
كرده است پرسيدم: چه شده بود که فاطمه سلام الله عليها وصيت کرده بود که خليفه در تشييع او شرکت نکند؟
با خود گفتم لابد جواب اين سوال را ميدهد . ميدانستم كه جواب اين سوال را ميداند؛ پاسخ اين سوال درصحيح بخاري و مسلم آمده بود .
پاسخ داشت ، اما نداد!